السيد الطباطبائي
52
مجموعه رسائل ( فارسى )
آمده و چكيدهء مطلب آن است كه هر پديدهاى گاهى به علل ناقصهاش نسبت داده مىشود و گاهى به علت تامهاش ، اولى بداء و دومى قضا خوانده مىشود و شرح تفصيلى ، مجالى ديگر مىخواهد ، و اى كاش مرحوم مجلسى به ذكر متن حديث قناعت مىكرد كه بيان خود حديث كافى و شافى مىباشد . « 1 » و در همان حديث در همان كلام مجلسى بيانى راجع به لوح دارد و استاد چنين مىنويسد : اگر از جنبه عقلى راجع به لوح بحث كنيم به اقتضاى برهان در عالم وجود ، امرى است كه نسبت آن به همه حوادث تكوينى ، نسبت كتاب است به مندرجات و محتويات آن و بديهى است كه لوح جسمانى هر چند بزرگ باشد حالات و داستانهاى فراوان و بىانتهاى همه چيز را نمىتواند در بر بگيرد و اگر از جهت نقلى بحث كنيم ، خود روايات ، لوح و قلم را به دو فرشته از فرشتگان الهى تأويل مىكنند ، چنان كه در مجلدات بعدى بحارالانوار مىآيد ، به هر حال وجهى براى آنچه كه مؤلف مرحوم فرموده ، نيست . « 2 » حديث چهارم از باب چهارم از ابواب صفات ، راجع به ارادهء بشرى و الهى است كه ابوالحسن عليه السلام فرمود : « اراده در مخلوق تصميم به انجام كارى را گويند و در مورد خداوند ، ارادهء خداوند ايجاد اوست . . . . » مجلسى در بيان خود نوشته كه ارادهء خداوند تعالى چنان كه اكثر متكلمان امامى گفتهاند علم به خير و نفع و صلاح است و جز علم چيز ديگرى را اثبات نمىكنند . استاد طباطبائى در تعليقه چنين نوشته است : اين سخن متكلمان امامى اگر تصويرشان درست باشد ، مربوط مىشود به اراده ذاتى كه عين ذات خداوندى است و اما ارادهاى كه در اخبار مطرح است از صفات فعليه ، مثل رزق و خلق و آفرينش
--> ( 1 ) . همان ، ص 129 . . ( 2 ) . همان ، ص 131 . .